معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
798
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
مدنى و شامى و عاصم و يعقوب « أَ فَلا تَعْقِلُونَ » بتاء مخاطبه مىخوانند و باقى قرّاء بياء و اضافت « دار » به آخرت مقدّر بحذف موصوفست تا تقدير چنين شود كه « و لدار النّشأة الآخرة » و يا « و لدار الحياة الآخرة حتّى اذ استيأس الرّسل » تا آن هنگام كه نوميد شدند پيغمبران عليه السّلام از گرويدن قوم خويش « وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا » و چنان دانستند كه ايشان را قوم تكذيب خواهند كرد و استوار نخواهند داشت « جاءَهُمْ نَصْرُنا » آمد به ايشان نصرت و اعانت ما « فَنُجِّيَ مَنْ نَشاءُ » پس برهانيدم آن را كه خواهيم و اهل مشيّت مؤمنانند . « وَ لا يُرَدُّ بَأْسُنا » و باز گردانيده نشود عذاب ما چون نازل شود « عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ » از گروه كافران ، معنى آيه آن است كه پيش از تو اى محمد ( ص ) پيغمبران فرستاديم و ابلاغ رسالت و ايضاح دلالت مىنمودند و قومى تكذيب مىكردند تا به جائى رسيد كه پيغمبران از ايمان و تصديق نوميد گشتند و سبب نوميدى ايشان يا به ظهور عناد قوم و اصرار ايشان بر جحود و ايذاى انبيا بوده باشد يا اخبار حقّ تعالى چنانچه مر حضرت نوح را اخبار « 1 » فرمود كه « أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ » « وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جاءَهُمْ » و عاصم و كسايى و خلف « 2 » . و ابو جعفر رحمهم اللّه به تخفيف خواندهاند و باقى قراء به تشديد و مشدّد را دو جهة است . يكى آنكه ظن بمعنى يقين باشد يعنى پيغمبران به يقين دانسته كه قوم تكذيب ايشان مىنمايند تكذيبى كه هرگز به ايمان منخرط نخواهد شد و برين قول رفته است امام حسن بصرى و جماعتى از مفسران رحمهم اللّه تعالى . وجه دويم آنكه ظن بر حقيقت خود باشد نه بمعنى يقين و معنى چنان شود كه گمان برند پيغمبران به جهت تأخير بصيرة « 3 » كه مؤمنان قوم نيز از ايمان برگردند و
--> ( 1 ) - ح : خبر فرمودند . ( 2 ) - ح : عاصم و حمزه و كسائى . ( 3 ) - ح : نصرت .